محسن رشید فرخی

در کشورهایی که سیستم اقتصادی سالم و پایداری دارند، معضلی به نام دلالی وجود ندارد. این در حالی است که در کشور ما، عدم وجود سیستم اقتصادی پایدار، منجر به افزایش سرمایه‌های سرگردان در کشور و درنتیجه زمینه‌ساز دلالی و واسطه‌گری شده است.

به گزارش روستانیوز، دلالی و واسطه‌گری امری است که از ابتدا در هر صنعت و تولیدی نشانه‌هایی از آن به چشم می‌خورده است. یکی از این بخش‌ها که لطمه‌های زیاد و جبران‌ناپذیری از آن خورده، بخش کشاورزی است. کشاورزی و محصولات تولیدی آن به دلیل فسادپذیر بودن امکان دپو شدن ندارند و دلالان با حضور در این بازار، به راحتی ارزش افزوده تولید را از آن خود کرده و این کشاورز و تولیدکننده هستند که متضرر می‌شوند. در همین ارتباط «روستانیوز» با محسن رشیدفرخی، رئیس انجمن خرمای کشور درباره دلایل وجود دلالی و واسطه‌گری در بخش کشاورزی، ضعف‌های زنجیره تولید و تأثیر آن بر دلالی، نقش تشکل‌ها و تعاونی‌ها در کاهش دلالی، وجود مدیریت جزیره‌ای در ارگان‌های مختلف و میزان میدان دادن به استارتاپ‌ها برای کاستن از نقش دلالی و واسطه‌گری به گفت‌وگو پرداخته است که ماحصل آن را در ادامه می‌خوانید.

چرا دلالی و واسطه‌گری در بخش کشاورزی کشور زیاد مشاهده می‌شود که در نتیجه آن، قیمت محصولات کشاورزی هم اینقدر بالا می‌رود؟
نه تنها در بخش کشاورزی، بلکه در تمام بخش‌های کشور واسطه‌ها و دلال‌ها را مشاهده می‌کنیم. دلیل و ریشه این امر، وجود فساد پایدار است. دلالی به خاطر وجود سرمایه‌های سرگردانی است که به دلیل نگرانی از کاهش ارزش پول ملی به هر سمت و سویی تمایل پیدا می‌کنند. همچنین نبود تولید پایدار و اشتغال‌های سودده نیز باعث شده است که افراد زیادی به سمت دلالی و واسطه‌گری بروند. دلال‌ها و واسطه‌ها هیچ‌گاه به‌عنوان افرادی که دارای شغل هستند، وادار به پرداخت مالیات و... نشده‌اند و به راحتی کسب سود می‌کنند؛ در مقابل سنگینی قوانین تولید برعهده تولیدکنندگان است و این مسائل باعث می‌شود همه به سمت دلالی و واسطه‌گری بروند. تولیدکننده در کشورمان همواره با مسائل و مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند و همین مسأله باعث می‌شود واسطه‌ها به سمت کسب‌وکارهای کوتاه‌مدت‌تر و پردرآمدتر کشیده شوند. اینها همه در اثر وجود سیستم اقتصادی ناپایدار به وجود می‌آید. اگر اقتصاد پایداری داشته باشیم، دلالی از بین می‌رود. در کشورهایی که اقتصاد سالم و پایداری دارند، معضل دلالی هم وجود ندارد؛ درنتیجه باید مدیریت نابخردانه اقتصاد اصلاح شود.  

آیا نظام عرضه در کشور مناسب است؟ آیا ضعف در این بخش باعث ایجاد و رواج دلالی نمی‌شود؟
ضعف در نظام عرضه یکی از عوامل ایجاد دلالی و واسطه‌گری است. درست است که نظام عرضه کشور مشکل دارد، ولی علت اصلی رواج دلالی، به همان اقتصاد ناپایدار بازمی‌گردد. عرضه باید در فروشگاه‌های زنجیره‌ای یا فروشگاه‌های عرضه مستقیم انجام گیرد تا تولید و مصرف بتواند انجام شود و واسطه‌ها مجال و انگیزه فعالیت نداشته باشند. با این حال تا تکلیف سرمایه‌های سرگردان و نقدینگی بالا در کشور روشن نشود، این مشکل حل نمی‌شود و سرمایه‌ها به سمت تولید بدون دردسر مثل واسطه‌گری سوق پیدا خواهد کرد. 

یکی از راهکارهایی که از دهه‌های پیش برای توانمندسازی کشاورزان پیشنهاد می‌شود، ایجاد تعاونی‌ها و تشکل‌های مختلف در بخش کشاورزی است. آیا در این خصوص اقدامی صورت گرفته است؟ آیا تشکل‌ها می‌توانند دلالی و واسطه‌گری را حذف کنند؟
یکی از بحث‌های ما این است که اقتصادمان دولتی است و این اقتصاد باعث می‌شود که این تشکل‌ها آن‌چنان‌که باید، شکل نگیرند. در تمام دنیا تشکل‌ها محور اصلی برنامه‌ریزی و پایداری صنعت هستند، ولی در کشور ما حتی جهت مشورت هم از آن‌ها استفاده نمی‌شود و اکثر تشکل‌ها و تعاونی‌ها ضعیف بوده و به سمت دولتی شدن در حرکت هستند. به طور کلی، تعریف فعلی از تعاونی‌های کشاورزی کاملاً غلط است.
علاوه‌بر این، مبنای این تشکل‌ها هم دولتی بوده و اگر دولتی نباشد، خصولتی است؛ به عنوان مثال، سازمان تعاون روستایی هم‌اکنون دولتی است، اما وظایفی که برعهده تعاون روستایی است، با اقداماتی که هم‌اکنون انجام می‌دهد، کاملاً متفاوت است. این تشکل‌ها هم از کار خود فاصله گرفته‌ و به سمت کسب‌وکار رفته‌اند. اصلاح قوانین تعاونی‌ها و اختیار دادن به آن‌ها اقدامی است که دولت باید انجام دهد. دولت نه به یکباره، بلکه باید به تدریج این اختیارات را به تعاونی‌ها و تشکل‌ها واگذار کند؛ البته بخش خصوصی ما هم‌اکنون ضعیف بوده و به مثابه بازویی است که ورزش نکرده. درست است که بخش خصوصی قابلیت کار و فعالیت در این زمینه‌ها را دارد، ولی نمی‌تواند به یکباره همه مسئولیتها را برعهده بگیرد. دولت باید فقط نقش سیاست‌گذاری داشته باشد، اما قبل از آن در مدیریت اقتصاد باید یک خانه‌تکانی اساسی صورت بگیرد.

چرا در کشور ما زنجیره ارزش و تولید به درستی ایجاد و اجرا نمی‌شود؟‌
ضعیف‌بودن تشکل‌های بخش خصوصی که ناشی از سیاست‌های دولت است، باعث ضعف زنجیره ارزش و تولید شده است. سرمایه سرگردان در اینجا هم تأثیرگذار است و باید تعیین‌تکلیف شود؛ به عبارتی می‌توان گفت اقتصاد باید بر مبنای تعقل شکل بگیرد تا معضلات زیرمجموعه خود را حل کند. 

طبق مصوبه هیئت وزیران در سال96، باید بخشی از فضای میادین میوه و تره‌بار به کشاورزان برای عرضه مستقیم محصولات داده شود. آیا چنین اقدامی صورت گرفته است؟
به صورت شعارگونه بله، این مصوبه اجرایی شده است، اما به صورت کلی خیر. میادین میوه و تره‌بار در شهرهای بزرگ و مناطق خوبی وجود دارند، اما وقتی بخواهیم غرفه‌هایی را در اختیار کشاورزان قرار بدهیم، این کار قبل از شروع سال جدید و به صورت مناقصه و با رانت برگزار می‌شود. علاوه‌بر این،‌ قوانین مربوط به ارائه غرفه‌ها هم باید اصلاح شود. 

آیا شیوه اداره کردن امور به صورت جزیره‌ای در ایجاد دلالی و واسطه‌گری تأثیر دارد؟
یکی از مشکلاتی که در بخش کشاورزی وجود دارد، این است که هر قسمتی را وزارتخانه یا سازمانی مدیریت می‌کند؛ یعنی مدیریت جزیره‌ای بر این بخش حاکم است. در هیچ کجای دنیا مدیریت جزیره‌ای نمی‌تواند موفق باشد. مدیریت جزیره‌ای در اقتصاد، کشاورزی و حتی فرهنگ ما جاری و ساری است و باعث ایجاد ناهماهنگی در مدیریت کشور می‌شود. مدیریت جزیره‌ای حتی اقتصادهای قوی را هم دچار مشکل می‌کند چه برسد به کشور ما که اقتصاد ضعیفی هم دارد و تصمیمات خلق‌الساعه هم وضعیت را بدتر کرده است. 

کشورهای دیگر از استارتاپ‌ها و اپلیکیشن‌ها برای حذف دلالی و واسطه‌گری استفاده می‌کنند. آیا چنین اقدامی  در کشور ما انجام می‌شود؟
چاره‌ای جز این نداریم که به سمت استفاده از استارتاپ‌ها برویم. استفاده از استارتاپ‌ها به مدیریت صحیح و اقتصاد سالم نیاز دارد. تسهیل قوانین برای فعالیت در فضای مجازی می‌تواند به رشد تولید منجر شود که این اقدامات باید از طریق تشکل‌ها انجام شود. آموزش استفاده از فضای مجازی هم یکی از اقدامات است که باید برای آن برنامه‌ریزی کرد. 

پیشنهاد شما به وزیر جهاد کشاورزی برای حذف سیستم دلالی و واسطه‌گری چیست؟
اگرچه وزیر فعلی جهاد کشاورزی برای حذف دلالی اقدامات مناسبی انجام داده، ولی حذف دلالی با ترمیم سیستم اقتصادی کشور گره خورده است و باید برای این کار از متخصصان حوزه اقتصاد و تشکل‌ها بهره گرفت. حل تمام این مسائل در گروی داشتن یک سیستم اقتصادی پایدار است. وزیر جهاد کشاورزی به تنهایی نمی‌تواند این مشکل را حل کند و در این خصوص باید از ظرفیت بخش خصوصی نیز استفاده کرد. همچنین ارزش پول ملی باید ثابت باشد و دچار نوسان نباشیم تا بتوانیم برنامه‌ریزی حداقل میان‌مدتی داشته باشیم. باید قبول کنیم که اقتصاد ما به خوبی مدیریت نشده و وقتی شروع به اصلاح کنیم، قدم‌های اساسی را برداشته‌ایم.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =